نحوه استفاده اول وارد اين قسمت ياهو ميشين (از اينجا وارد بشين) ورودبعد مثل شكل راهنما نام كاربري وپسورد رو ميدي(نام كاربري وپسورد ايميل ياهو) بعد كد ايران رو وارد ميكنيد بعد شماره موبايل رو وارد ميكنيد وبعد
پيام رو وارد ميكنيد ودر آخر sendرو ميزني پيامتون ارسال ميشه .
شماره 1 تا 5 به ترتيب كامل كنيد بعد با زدن sendپيامتونو ارسال كنيد نظرتون يادتون نره

از آنجا که سيراف نيز جزئي از شهرستان کنگان مي باشد، بايد بگويم ما هم مشکلي داريم که
چندي است دست به گريبان آن هستيم، از فوتبال شهر ما چيزي نياز به گفتن نيست ،چون
برهمگان عيان است. با اين اوصاف ما که کنار اين منابع گازي هستيم ، حالا بعد ساليان سال
مسئولين زدن بالي و براي سيرافيها سالن ورزشي احداث کرده اند که دستشان درد نکند. ولي
موضوع به اينجا ختم نميشود!! چرا که اين سالن حدود 5 ماه است که آماده بهره برداري است
ولي متاسفانه کسي در شهر نيست که بيايد و اين سالن را افتتاح کند و همچنان بازيکنان خوب
شهر ما بايد در زمين خاکي و آسفالت بازي کنند!!!
از شهردار ، فرماندار و استاندار گرفته تا نماينده محترم مردم جم و ... (آقاي دکتر يا مهندس نميدانم
همون جلاليان) همه مي گويند: بايد اين سالن همچنان خاک بخورد تا شايد ريس جمهور بيايد
بوشهر و سعيدلو را بفرستد تا ما آن را افتتاح کنيم!!!
شما هم بنويسيد تا شايد ...شايد که هيچ... تا همه بدانند چه مسئولين زحمت کشي داريم
البته بعضي ها مي گويند اين سالن تمام نشده چون قيچي آن هنوز ساخته نشده که به نظر
ميرسد همين گزينه دوم صحيح تر باشد !!!
راستي شما قيچي خوب سراغ نداريد؟؟؟
راستی خاطرات کودکی مون چی شد؟
تو غبار کدوم جاده گم شد؟
رد پای کدوم ماشین سنگین بر جای اون نشسته؟
به چه قیمتی تمام اون خاطرات زیبا رو ازمون گرفتند؟
به چه قیمتی تمام تفریح گاههایی که قسمت بزرگی از خاطرات و بازیگوشی های دوران نو جوانی رو
به یادم مون می آورد ازمون گرفتند؟
بر سر میانلو با اون طبیعت بکرش و ساحل رویاییش چی اومد؟ میانلویی که دلخوشی خانواده ها
بود, تا خود را به دامان طبیعت سر سبزش میسپردند و فارغ از دلمشغولی های زندگی دمی با
خانواده خوش میگذراندند...
بر سر تمبک و ساحل زیباش ... سبخی... تنگ اختر ... تنگ طاهری ... ساحل استثنائیه اختر ...چی
اومد؟؟؟
همه اینها و خیلی چیزهای دیگه رو ازمون گرفتند و به جاش کلی تاسیسات و سیلی از جوانهای
بیکار تحویل مون دادند... که سود این تاسیسات عظیم فقط تو جیب دیگران سرازیر میشه و بس...
نه ما اینها رو نمیخواستیم, همون ساحل قشنگ خودمون رو میخواستیم...
ما همون میانلو...همان اختر...همان تمبک رو میخواستیم...
ببینم شما خاطرات تون رو کجا جا گذاشتید؟
حالا چه مانده بر جا ... جزء مشت خاطراتی ... با خاطری شکسته

چه زيبا شبي است اين شب ... چه نيكو رسمي است، اين رسم كهن به جاي مانده ازاجداد پاك
آريايي مان... جشن شب يلدا جشني است كه از 7 هزار سال پيش تا كنون در ميان ايرانيان
برگزار ميشود ، 7 هزار سال پيش نياكان ما به دانش گاه شماري دست پيدا كرده و دريافتند كه اولين
شب زمستان ، بلندترين شب سال است.
جالب اينكه نه غارت و ويرانگري تازيان، نه هجوم وحشيانه مغول و نه هيچ چيز ديگري مانع از اين نشد
كه ايرانيان رسوم كهن و ديرينه شان رو به باد فراموشي سپارند، بلكه سال به سال با شور و شوق
بيشتري آنرا برگزار ميكردند و ميكنند.
ايرانيان كهن تمام سال رو به شادي و مسرت ميگذراندند كه همين دليل خوشبختي و سربلندي آنها
بود.
یلدا شبی است که مردم ایران در زمان قدیم بیشتر به جنگ سرما می رفتند وبا گرمای محبت شان
واحترام به بزرگ تر ها ونشستن پای صحبت های شیرین وبا تجربه شان گرمای حضور را به اوج
میرساندند ...بله شب یلدا به این نیست که دنبال هندوانه باشیم که به جنگ سرما برویم... ما باید
به دنبال گرمی محبتی باشیم که این سرما را تحمل پذیرتر کند.
همشهريان عزيز تر از جانم ،فکر کنیم وتمامی اندیشه شویم و براي آباداني شهرمون از همين الان
آغاز كنيم، محبت نسبت به همشهريهامون رو به دلمون راه بديم ، براي هم بكوشيم و براي هم
بميريم.
یلدا شروع راه مهر پروری است... تمامش نکنید که هر شب شما یلدا وهر روزتان نوروز باشد.
مدير عامل منطقه ويژه اقتصادي عسلويه (موسي سوري) ، در نشست خبري با خبرنگاران عنوان كرد:
وی گفت : با اینکه قرارداد 15 میلیارد تومانی احداث این دانشگاه با قرارگاه خاتم الانبیاء بسته شده است اما متاسفانه پیگیری جدی در این زمینه از سوی کنگانی ها نشده است.
وی با اشاره به اینکه در صورتی که این دانشگاه در جای دیگری از استان ساخته شود وزارت نفت و منطقه ویژه هیچ تعهدی در قبال پرداخت بودجه آن را متوجه خود نمی بیند؛
واقعاً جاي بسي تاسف است كه مسئولين ما در پيشاني آن آقاي تبركي (فرماندار كنگان)، به جاي پيگيري اين موضوع حياتي و سرنوشت ساز كه آينده شهرستان در گرو اين مسئله مهم است ، مشغول صحبتهاي بي فائده و غير تخصصي با سايت هاي مختلف شهرستان در باره موضوعات غير مرتبط مي باشد...
آقاي تبركي ؟ مسئله امروز مردم كنگان خيلي مهم تر از سخنراني كردن درباره دشمنان اسلام است...اين روز ها همه ميدونند كه در عاشورا چه اتفاقي افتاده يا نيت دشمنان اسلام چيست؟ يا حتي ميدونند برنامه هاي به قول شما (مستكبران جهاني) چيست؟
اينها نيازي به گفتن ندارد كه... شما بريد از حق قانوني مردم كنگان كه همانا داشتن دانشگاه علوم پزشكي است دفاع كنيد...اين تكليفي است كه دولت بر دوش شما گذاشته تا پيگير كارهاي مردم كنگان باشيد... بابا خودتان از روي اين مردم خجالت بكشيد!!!
خيانت تا كي تبركي جان؟؟؟ تا كي؟؟؟ خيانت بزرگتر رو كساني مرتكب شده اند كه با شما هم مركب شده اند و به خاطر مسائل شغلي، حرفي نميزنند... خيانتكار كسايي اند كه دور و بر شما رو گرفته اند.... حيف است اسم اينها رو كنگاني بزاريد...حيف...
ولي نه حق با اونهاست!! دو روزي بيش زنده نيستند، بزاريد به سفرهاي زيارتي و سياحتي شون بپردازند...سفر خارجه با عيال رو عشق است...
باز هم گلي به جمال نوراني آقاي سوري كه از اين مسئله مهم پرده برداشت ، تا من و شما و مردم كنگان به خود آييم ...
فرهاد از جان خود سيري !!! كه خاموشي نميگيري؟؟؟؟
ای كنگاني درود
مرز دار جاودان درود
ما برگ و بار و حاصل یک نخل واحدیم
بر آل پاک ما، بر كوروش و داريوش درود
بر خاستگاه دريا دلان، بر دودمان عاشقان درود
دیگر میان قلب ها نه مرز و مانعي
احیا شود این خاندان درود
اگر كنگان به جز ویرانسرا نیست من این ویرانسرا را دوست دارم





برگرفته از سايت كنگان نيوز
حدود دو سال قبل بود که خبری خوش ما رو حسابی سر ذوق آورد!!!!
حالا خبر خوش چی بود؟؟؟
"افتتاح سالن کوثر در کنگان"
همانطور که از اسمش هویداست, سالن متعلق به بانوان و جهت رفاه حالشون ساخته شده است.
اوایل کار مشکلی نبود و سالن به خوبی در اختیار بانوان قرار میگرفت و گهگاهی در اوقاتی که سالن
مورد استفاده بانوان نبود در اختیار آقایون قرار میگرفت و همین باعث پیشرفت , ترقی ورزش بانوان
شده بود که نتیجه اش در مسابقات مختلف کاملاً مشخص بود...
قهرمانی بلا منازع تیم والیبال و فوتسال بانوان در استان و راهیابی به مسابقات کشوری, نائب
قهرمانی تیم ووشو بانوان در کشور و ... و ... و اینها همه نشان از قدرت گرفتن و پیشرفت ورزش بانوان
بود.
تا اینکه در طی سال جاری مدیریت سالن کوثر تغییر کرد (مطلبی در همین مورد نگاشته ام)
همه چیز خبر از روزهای سخت و طاقت فرسا برای ورزش بانوان و حتی ورزش کنگان میداد... مدیریت
جدید(نادر احمدی) که با مبلغ هنگفتی مناقصه رو برنده شده بود , برای تامین هزینه های سالن ابتدا
مبلغ اجاره سالن را بالا برد که این باعث شد تا دیگر جوانان کنگانی قادر به پرداخت هزینه های سالن
نباشند و هجوم شرکتهای مستقر در منطقه جهت اجاره سالن و نیز با توجه به اینکه پول بهتری نسبت
به مردم عادی میدادند, سالن کوثر را که متعلق به بانوان است را به خود اختصاص دادند.
با توجه به اینکه قبلاً سالن کوثر توسط رئیس ورزش بانوان اداره میشد , مسلما سانسهای بیشتری
در اختیار بانوان محترم قرار میگرفت ولی با این نا تدبیری که فقط از عهده سرپرست تربیت بدنی
(حاجیانی) بر میاد روز به روز شاهد نارضایتی بانوان محترم و همچنین دیگر جوانان کنگانی هستیم که
صحبت از قرق کردن سالن کوثر توسط کارکنان شرکتهای مختلف میکنند...
ً
آیا نباید سالن بانوان در اختیار خود بانوان باشد؟؟؟
گل بود به سبزه نیز اراسته شد ... واقعاً این یکی رو کم داشتیم, حالا دیگه همه چیزمون رو ازمون
گرفته اند...
الان که دارم این مطالب رو مینویسم, اشکهام صفحه کیبورد رو خیس کرده اند...
خودم شاهد بوده ام و خیلی از خواهران عزیز کنگانی ام گفته اند:موقعی که کارکنان شرکت از
ماشینهاشون با غرور و با سر وضع نامناسب که در شخصیت یک انسان نیست, پیاده میشوند , به
سوی سالن راه میافتند و در این بین با بانوانی که از سالن بیرون آمده اند رو به رو میشوند و یا با
وحشی گری تمام خواستار بیرون آمدن بانوان از سالن شده اند ...خیلی اوقات نیز پشت در سالن
ایستاده و داخل سالن را نگاه کرده اند ...
واقعاً اگر یک کنگانی از شدت ناراحتی بمیرد جای هیچ سرزنشی نیست...
شرمتان باد, ای نگهبانان قدرت بس کنید...
هست، فردي كه اين همه قدرت داشت و ما خبر نداشتيم!!!!
جلاليان در اين آشفته بازار با افتضاحي كه به بار آورده سر در گم و حيران شده است و بقول يكي از
كساني كه باهاش برخورد داشته ، بيماري آلزايمرش عودت پيدا كرده و در جواب ندانم كاريهاش هر روز
توجيه تازه اي رو مطرح ميكنه!!!!
تناقض گويي هاي اين آقا اونقدر مبرهن است كه هر عقل سليمي در ميابد كه اين سخنان زاييده يك
تفكر مريض و آشفته و در پي يك سري اهداف پليد ميباشد.
در ابتداي كار عنوان كردند كه اين كار من نبوده است و من در جريان نيستم ، سپس با گاف دادن
نماينده دانشگاه آزاد جنوب كشور (آقاي الواني) همچنين هوشياري مردم و دونستن اينكه ماجرا از چه
قراره ، اين پروژه وارد مرحله جديدي شد.
ايشون از ترس مردم كه به حمايت از فرزند لايق شهرشون برخواسته بودند دست به دامن سايت هاي
مختلف شهرستان جهت مصاحبه و توجيه كارهاي خود ميشود تا اينكه كنگان نيوز حاضر به اينكار
ميشود...
جلاليان ابتدا سخنان خودشون رو منكر ميشوند و ميگويند من به خاطر عملكرد ضعيف مديريت
دانشگاه ايشون رو عوض كردم و سپس ميگويند من آقاي سهولي رو (رئيس جديد دانشگاه) فقط به
عنوان يك فارغ التحصيل مراجعه كننده براي كار ميشناسم و هيچ شناختي از ايشون ندارم.
حال يك سوال اينجا مطرح ميشود كه آيا هر كسي كه براي كار به شما مراجعه كند بايد اون رو به
سمت رياست دانشگاه منصوب كنيد؟ آيا نه اينكه شما ايشون رو براي اهداف خاصي به اين سمت
منصوب كرده ايد؟؟؟؟ ولي اي جلاليان خائن بدونيد كه پيروز بزرگ اين بازي مردم كنگان و بازنده سر
افكنده خود شماييد...
در پايان جا دارد كه از حمايت هاي بي دريغ مردم خوب كنگان از اين مدير بومي كمال تشكر و
سپاسگذاري رو داشته باشم ، باشد تا انگيزه اي شود براي ديگر مديران بومي جهت تلاش افزونتر و
بيشتر ...
آري ما ميتوانيم فقط خود ما ميتوانيم با كمك ، همفكري ، حمايت و ياري يكديگر اون چيزي رو كه
لياقتش رو داريم به دست آوريم...
پناه) در شرف برکناری است و یک فرد غیر بومی از یکی از دهاتهای شهرستانهای همجوار کنگان
جانشین وی شده است.
ضمن اینکه تمام مسئولین از امام جمعه و فرماندار با این جابجایی مخالف بوده اند و گفته اند اجازه
چنین کاری را نمیدهیم.
حالا این سوال مطرح میشود که واقعاً چه دستی پشت پرده است که نمیگذارد مدیران بومی بر سر کار باشند؟
چرا از پیشرفت و آبادانی این شهر عزیز بیم دارند ؟؟؟؟
مگر ما چقدر مدیران کنگانی داریم که دارید این یکی رو هم حذف میکنید ؟؟؟ کسی که سالیان سال
در عرصه تعلیم و تربیت با دلسوزی وصف ناپذیری به مردم شهر خودش خدمت خالصانه کرده ... در
ایامی که جلالیان این نماینده خائن صحبت از واگذاری سهمیه دانشگاه آزاد کنگان به جم میکرد و همه
مسئولین پشتش رو خالی کردند تنها او بود که تو روی جلالیان ایستاد و نگذاشت این لکه ننگ به
دامان مردم کنگان بیفتد.....
در جلسه معارفه که با حضور دکتر الوانی دبیر دانشگاه آزاد مناطق جنوب کشور , مخفیانه برگزار شده
است در اعتراض به این اقدام, در جواب گفته اند که :
من کاری به هیچکس ندارم ,طبق هماهنگی و دستور نمایند مردم (جلالیان) این کار صورت میگیرد!!!!!
از انگیزه های این اقدام نماینده خائن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
*با توجه به اینکه جلالیان در همه محافل خودش رو به عنوان دکتر معرفی میکرد , آقای عظیم پناه پرده
از رازی برداشت مبنی بر اینکه این آدم کلاهبردار مدرکش لیسانسی بیش نیست!!! و ایشون مردم
کنگان رو مردمی .... پنداشته بودند.
*مخالفت سفت و سخت آقای عظیم پناه با انتقال دانشگاه آزاد کنگان به جم...
نگو این آدم کینه کنگانیها رو به دل گرفته بود و میخواست یه جوری تلافی کند...
ولی ما مردم کنگان ساکت نمینشینیم و در حمایت از مدیران بومی کنگان , نیت پلید این دیو سیرتان
رو بر ملا میکنیم ...
باشد که سایه شوم این افراد مریض از آسمان کنگان پر بکشد و سایه خوبی و پاکی بر آسمان نیلگون
شهرمان سایه افکند.
دیگر نگران پا درد خود نباشید !!! زیرا تبرکی عزیز برای شما اندیشه ای کرده اند.
اگر این اواخر به کاخ صاحبقران!!! ببخشید فرمانداری کنگان تشریف برده باشید , متوجه میشوید که یک
آسانسور برای این عمارت دو طبقه و با شکوه تعبیه شده است.
این اقدام ارزشمند در پی فرمایش گرانبهای , تلاش مضاعف و کار مضاعف انجام شده است.
به نظر شما انگیزه آقایان از ایجاد آسانسور برای یک ساختمان دو طبقه چیست؟
1 - فرماندار محترم که سنی ازشون گذشته دیگه طاقت و توان بالا و پایین رفتن از پله های کاخ رو
ندارند.
2 - آسایش و راحتی مردم عزیزی که برای زیارت فرماندار به کاخ تشریف میبرند.
3 - سکه های فراوان در خزانه کاخ وجود دارد و جهت نگذشتن تاریخ مصرف آن مجبور به مصرف آن شده اند.
4 - 40 میلیون میلغ ناچیزی است و بهتر است خرج کارهای عمرانی شود.
5 - یک کاخ به این بزرگی نیاز به همچین آسانسوری داشته است.
آیا میدانید با این 40 میلیون که خرج این آسانسور شده چه کارهای زیادی که میتوانستند انجام
بدهند؟؟؟
میتوانستند خرج ازدواج 20 جوان ناکام را پرداخت کنند و آنها را به جوان باکام تبدیل کنند
برای چندین جوان بیکار فرصت شغلی ایجاد کنند
هزینه تیمهای ورزشی شهرستان که به علت مشکلات مالی از مسابقات کشوری انصراف میدهند رو
پرداخت کنند
محیط های ورزشی جهت, ورزش های ساحلی کنگان ایجاد کنند تا وقت جوانان شهر به بطالت نگذرد
ولی خودمونیم این 40 میلیون در مقابل پولهای عظیمی که حق مردم این شهرستان است و در جیب
آقایان سرازیر میشود, مثل قطره به دریا میمونه....
پس بی خیال.... آقایان نوش جانتان.....
بخور تا توانی از حق مردم تا تو خشنود باشی و او رستگار
دانشگاههای موجود در کنگان :
1 - پیام نور
2 - آزاد
3 - علمی کاربردی
اگر بخواهیم یک نگاه اجمالی به وضعیت دانشگاههای موجود در کنگان بیندازیم به
صراحت به این نکته پی میبریم که شرایط بسیار بسیار بدی بر این دانشگاهها حاکم
است.
دانشگاهایی که میتوانند موجبات پیشرفت و ترقی شهرستان را فراهم آورد , ما را
از فلاکت به سوی خوشبختی رهنمون سازد , آینده فرزندان این مردم شریف
(به گفته مسئولین) را تامین کند.
چه بسیار استعداد هایی درخشان در شهرستان که تنها به خاطر نبود دانشگاه در
کنگان و عدم امکان ادامه تحصیل به دلیل مشکلات مالی عطای درس خواندن را به
لقایش بخشیدن و اگر خیلی خوشبین باشیم سر ازشغلهای کاذب
مانند: ماهیگیری وکارگری و....و....و در آوردند.
چه بسیار جوانانی که با صرف هزینه های هنگفت مالی , سر از شهری دیگر در
آورده و رنج غربت و دربه دری را به قصد تحصیل علم به جان خریند.
آری دستهایی در کارند که نمیخواهند کنگان , کنگان شود!!!!!!!!!!
اگر بخواهیم از مدیریت دانشگاهها ایراد بگیریم که الحق به دور از انصاف است چون
هر 3 مدیریت بومی و پرتلاشند و تا جایی که از دستشان بر بیاد کوتاهی نمیکنند.
با نگاهی به دانشگاه پیام نور میبینیم که اصلاً شباهتی به دانشگاه ندارد و بعد از
گذشت 7,6 سال از تاسیس این دانشگاه هنوز کلاسها در یک مدرسه ابتدائی
برگزار میشود.
واقعاً جای دانشجو در مدرسه نیست.... نیست به خدا نیست... خدایا به کی بگیم
این حرفها رو !!!!!!!
این از دانشگاه دولتی ما که تحت الحمایه مستقیم دولت است.
دانشگاه آزاد هم حکایت خودش رو دارد... استقرار در طبقه اول یک ساختمان
مخروبه بعد از 7 سال و تهدید هر روزه صاحب ملک به تخلیه کردن ساختمان, تبدیل
به معضلی شده است... اون بالا بالا ها هم هنوز جنگ و جدل دولت با صاحبان
دانشگاه آزاد ادامه دارد.
دانشگاه علمی کاربردی نیز واقعاً در جذب دانشجو سنگ تمام گذاشته ولی حیف
که نه مکان درست وحسابی دارند و نه استادان مجرب که بتوانند به معنای واقعی
چیزی به دانش , دانشجویان اضافه کنند .
به تازگی نیز با استقرار یافتن در یک مکان جدید , کلاسها رو در چند عدد کانکس
برگزار میکنند!!!!
به راستی شخصیت دانشجو در این حد است که بخواهد در کانکس به کسب علم
و دانش بپردازد؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا وکیلی اگر ما هم دو تا دانشگاه درست و حسابی داشتیم الان دیگه کسی
نمیتونست به ما سرکوفت بزند
که شما ال ندارید , شما بل ندارید.........
حالا قضاوت با شما عزیزان , این وسط مقصر کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1 - فرماندار کنگان
2 - نماینده مجلس (جلالیان)
3- مدیران دانشگاهها
يه مسابقه يه مسابقه
هر كدوم از اين اسامي نماد چي اند و چه چيزي رو در
ذهن شماتداعي ميكند؟
1- ابوذر كنگان
2 - فرماندار كنگان (تبركي)
3 - نماينده مردم جم و ...؟؟ (جلاليان)
4 - سرپرست تربيت بدني (حاجياني)
به بهترين پاسخ ، جايزه اي از طرف ??????? اهدا ميگردد.
نظر خواهي فعاله ، هر چه ميخواهد دل تنگت بگو....
امروزه چيزي كه بيش از همه چيز خانواده هاي كنگاني رو مخصوصاً پدر و مادر ها رو آزار ميده ،
مسئله بيكاري جوانان شونه كه واقعاً با اين همه تاسيسات عظيم نفت و گاز جاي تاسف داره كه جوانان اين
شهر به دنبال كار به اين سو و آن سو ميدوند و جالب اينكه در آخر كار از همه جواب رد ميشنوند.
خداييش خيلي زور داره كه تو شهر خودت هزاران نفر از اقصي نقاط كشور به راحتي مشغول به كار شده اند
ولي تو هنوز اندر خم يك كوچه اي....
ظلمي كه اينان در حق مردم ما روا ميدارند كم از مظلوميت كربلا ندارد ، هميشه اين سوال در ذهنمه كه واقعاً
ما چه گناه نا بخشودني مرتكب شده ايم ، گناه اين جوانان پاك چيه كه براي يافتن يك كار آبرومند ، اين همه با
سختي بايد مواجهه شوند.
آري اين جرمه كه دلشون ميخواد يه كار خوب ، زندگي خوب داشته باشند....
جرمه كه دلشون نميخواد به راه خلاف كشيده شوند....
جرمه كه ميخوان يه زندگي ساده كه حداقل نياز يك انسانه ، داشته باشند...
آري گناه اونها ، بي گنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهيست.... بي گنه غرق گناهند....
اين شرح حال جوانان بي كس و كار و بدون پارتيه كه آينده و سرنوشت شون رو كسي نميتونه پيش بيني بكنه
،شايد شانسكي يه جايي به كارگري مشغول شوند و شايد هم به ورطه اعتياد و نابودي كشيده شوند....
و اما بشنويد از كساني كه مشكلات بالايي رو ندارن ...
اينان همانهايي اند كه قبل از اتمام تحصيلات شون ، جا براشون تو فلان شركت ، تو فلان اداره ، تو فلان بانك
رزرو شده است.
يا بعد از اتمام تحصيلاتشوت ، كارشون جور جوره....
يا فوقش بعد از 1 الي 2 ماه كار مورد نظرشون توسط آقاي پارتي رديف ميشه...
بابا بالاخره كار گيرشون مياد كه ؟؟؟ نمياد؟؟؟
و اما بريم به سراغ كساني كه مسئول دفاع از حق مردم كنگانند...
فرماندار(تبركي) و نماينده محترم(جلاليان)
اينان، مسئول پيگيري حق قانوني مردم كنگان كه همان اشتغال 50 درصدي در شركتهاي منطقه است ، ميباشند... زهي خيال باطل....
اي مردم كنگان بنشينيد كه چه خوش نشسته ايد.... چه خوش...
طبق شواهد و قرائن فرماندار كنگان ، به جاي دفاع از حق مردمش در اين شركت و آن شركت به دنبال پيدا
كردن كار واسه بستگانشه و تنها چيزي كه خاطر اسوده اش را مكدر نميكند همين مسئله اشتغال جوانان
شهره...
در سويي ديگر نماينده نيز بيكار ننشسته و الان كه دارد به روز هاي آخر حضور در مجلس نزديك ميشود ، دم از
قانون 50 درصدي اشتغال ميزند!!! ولي از سويي ديگر يك نفر غير بومي(تهراني) رو كه داراي مدرك ديپلم
ميباشد رو در يكي از شركتهاي منطقه مشغول به كار كرده است؟؟؟(از هويت و نسبت اوشون با ايشون هيچ
اطلاعي در دست نيست)
اين سياست يك بام و دو هوا به چه معنيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟
مردم هوار.............. مردم هوار ، از دست ايــــــــــــــــــــن.........
تحول در ورزش و فوتبال كنگان باید همه جانبه صورت بگیرد، اما مهمتر از همه و در حال حاضر ورزش و
فوتبال كنگان نیاز به شوق خدمت ، انگیزه و روحیه رقابت در سطح مدیران ، کارشناسان ودست
اندرکاران دارد، كه متاسفانه اون از فرماندار ما با اون چهره نااميد و خسته كه آدم رو ياد دنياي فاني
مي اندازد و اون هم از سرپرست تربيت بدني با شخصيتي مغرور و خود پسند كه معلوم نيست از كدام
دهات كوره اي.....
بله، باید روحیه و مسابقه در نو آوری و خدمتگزاری در میان مدیران گسترش پیدا کند.این نیروی نهفته
چند سالی است که پیکره فوتبال شهرمان و حتي در تمام ابعاد شهرمان را دچار بيماري لاعلاجي
كرده ، كه لازمه بهبود آن روي كار آمدن نيروهاي جوان، تحصيلكرده و بومي كنگاني ميباشد كه اين يك
مورد آخري رو خوشبختانه زياد داريم. از مسئولين محترم تقاضا دارم، براي يك بار هم كه شده به دور از
هرگونه جناح بندي سياسي مديران رو از روي تخصصشون انتخاب كنند تا بلكه اين شهر ويران رو به
سوي آبادي گذارد و رشد و توسعه ، شتاب و ترقی به چهره شهر و فوتبال شهرمان لبخند بزند.
آري،پيشرفت شهرمان سالهاییست و سال هایی خواهد بود که به خدمت، خدمت گزاران واقعی
شهرمان گذاشته شود و تشویق و ترغیب شوند، انگیزه ها قوی شود و روحیه خدمت ترویج یابد و برای
خوش نامی تلاش شود.
شور و شوق خدمت کردن را می توان با رفع تبعیض ، با قدردانی ، با حمایت از شایستگان ، با ارزیابی
های صادقانه یا میدان دادن به اندیشه ها ، تشویق و ترغیب نیروهای خلاق ، صادق وکارآمد در پیکره
ثقیل، تنبل و فربه شهرمان دمید و به تحرک سازنده واداشت، انحصارها باید شکسته شود، معیارها
باید تغییر کند، عملکردها باید ارزیابی شود.
ارزیابی ها باید از موقعیت نا کارآمد به عمل گرایی کارآمدو سودمند متحول شود!
روحیه خدمت در ورزش فوتبال شهر افسرده است،با نشاط نیست !
نیروهای سد کننده ،صخره های سخت پرریشه در اعماق فوتبال شهرمان امواج پر تحرک جوانان نوآور و پیش رونده را سر می شکنند!
این بیماری فوتبال شهرمان باید درمان شود،باید یاس ، بی تفاوتی، فرمایشی کارکردن و تظاهر به
خدمت تبدیل به امیدواری ،به تشویق خدمت گزاران ، به ارزیابی کارنامه ها ، به پاداش به نو آوری و
رشد وترقی شود.
باید کارنامه ها در پایان هر سال ارزیابی شود ودر ابتدای هرسال برنامه های مدیران ارایه شود و هر
برنامه از جهات متفاوت بررسی و تضمین های لازم در ضرورت آن ، اجرای درست و نتیجه بخش آن کسب گردد.
و واقعیتی که نباید از نظر دور داشت این است که موفقییت در ورزش بالاخص در فوتبال با شعار میسر نمی شود!
ورزش یک میدان مسابقه است و کسی در مسابقه پیروز میشود که بیشتر تلاش کند
وبهتر عمل کند!
و در آخر يه درخواست از فرماندار و سرپرست تربيت بدني دارم و اون اينكه: همه ميدونند و خودتون هم
ميدونيد كه لياقت اين مردم لب فرو بسته رو نداريد و جون همه رو به لب رسونده ايد ، پس مثل يه مرد
برويد كنار و بذاريد يه نفر از همين ديار ، يه نفر دلسوز، متخصص، سكاندار اين كشتي به گل نشسته شود.
به اميد ريشه كن شدن تمام مشكلات و ضالمان* و داشتن شهري نمونه.
دستهايي كه كار ميكنند هميشه مقدس تر از لبهايي هستند كه دعا ميكنند...
*ظالمان : مسئوليني كه در حق مردم كنگان خواسته يا ناخواسته، ظلم روا ميدارند.
داشتم وبگاهها رو ديد ميزدم نگاهم خورد به وبلاگ جلاليان، نماينده معزز جم و ؟
ميشناسيدش كه ؟
توي وبلاگشون به حساب اطلاع رساني كرده اند و تذكراتي رو كه جلاليان در هفته
گذشته در مجلس مطرح كرده رو انتشار داده اند.
با هم اين تذكرات رو از ديده نظر ميكنيم و سپس خودتون قضاوت كنيد كه واقعاً
مشكلات به اين بزرگي رو كه مردم حوزه انتخابيه با اون رو به رو هستند، همينه
فقط ؟؟ اين همه مشكل رو ول كرده و چسبيده به جاده دژگاه ؟؟؟
البته من به مردم آن منطقه احترام ميزارم و معتقدم حقشونه كه از امكانات ابتدائي
برخوردار باشند ولي خدا وكيلي خودتون بگيد كه اين آقا نماينده كجاست؟
تذكرات آقا رو باش.......
بر گرفته از وبلاگ جلاليان
حدود سه سال پيش كه تب و هيجان ناشي از موفقيت شير مردان تيم ابوذر
در ليگهاي كشوري تمام شهر كنگان را فرا گرفته بود، اين شير زنان كنگاني
بودند كه پا به پاي جوانان شهرشون حماسه اي فراموش نشدني به نام خود
رقم زدند و صداي تشويق هاشون غيرت و تعصب نسبت به كنگان را در دل
پير و جوان كنگاني مي انداخت.
آري اونها اولين بانوان ايراني بودند كه در ورزشگاه به تشويق تيم شهرشون
مي پرداختند.

البته شير زنان كنگاني اجازه حضور در ورزشگاه رو نداشتند ولي با جون و دل از
ساختمان مشرف به زمين چمن ورزشگاه، تيم ابوذر و فرزندانشون رو تشويق
ميكردند.
نكته جالب اينكه تيم ابوذر هميشه در حضور اين عزيزان پيروز ميدان بود و تيم حريف
رو به زانو در مي آورد.
در ضمن اين عكس مربوط به اوايل حضور بانوان كنگاني در ورزشگاه بود و هر روز
كه ميگذشت به تعداد شون اضافه ميشد تا جايي كه ساختمان مذكور گنجايش
آن همه تماشاگر رو نداشت و خيلي ها ناچار بودند ساعتها قبل از بازي در
ساختمان آقاي رامشي حضور داشته باشند.
من كه، به قدرت اعجاز غيور زنان كنگاني در موفقيت تيم ابوذر ايمان كامل داشتم.
دوستان تصاويري رو از بازي ابوذر كنگان و مس نوين كرمان از مسابقات ليگ دسته
3 كشور كه در كرمان برگزار شد، براتون گذاشتم .
نتيجه بازي 2 بر 0 به سود كرمان تمام شد ولي غيور مردان كنگاني در بازي برگشت
در عين شايستگي با 2 گل زيباي ميثم بهرامي به پيروزي رسيدند و كار صعود به زير
گروه دسته 2 كشور را مسجل كردند.
اجازه بفرمائيد از اولين بازي ابوذر در خارج از خانه در مسابقات كشوري براتون بگم:
ساعت 10 صبح همه بازيكنان اماده حركت از كنگان به كرمان بودندهمه يه حس وحال عجيبي داشتند اولين مسابقه كشوري بيرون از خونه بود ،همه بودند.
صبح ساعت 5 به كرمان رسيديم، ديدم كه اسماعيل رنجبر با
موتور توي هواي سرد كرمان اومده بدرقه و ما رو به خوابگاه راهنمايي كنه.
واقعا دمش گرم تو اين هواي سرد بيرون اومده بود اونم با موتور .
بعد از نيم ساعت به خوابگاه ورزشگاه شهيد رجايي رسيديم ورزشگاه
شهيد رجايي تازه داشت تكميل مي شد و بازيهاي مس كرمان توي چمن مصنوعي
برگزار مي شد.
همه خورد وخسته خواب رفتيم تا صبح كه با صداي چندتا از ورزشكاراي كرماني كه به سالن اومده بودن بيدار شديم
ابوذر تواوج بود تمامي بازيكن ها خودشون رو داشتن براي يه بازي خوب آماده ميكردند.
روز پنجشنبه رفتيم ورزشگاه واسه تمرين و تماشاي بازي مس وداماش گيلان كه بازي خيلي خوب وجذابي بود
به محض ورود به ورزشگاه بلندگوي ورزشگاه شروع به خوش امد گويي از ابوذر كنگان كرد كه صحنه جالبي براي ما در كرمان بود
بعد
از بازي مس كرمان، تيم ابوذر اماده شد كه تمرين خود رو براي اولين بار در
جمن مصنوعي انجام بده كه آقاي نظري، ناظر داوري مسابقه با روي باز وخنده به
استقبال بازيكنان وكادر فني اومد. مثل اينكه اقاي مباهاتيان بهش خبر داده
بود ما داريم ميايم كرمان.
يه
تمرين نرم وسبك انجام دادن وبراي بازي فردا اماده شدند، بازي خوبي بود ولي
بدليل عدم اشنايي بچه ها با چمن مصنوعي بازي رو واگذار كرديم ولي در عوضش در كنگان
تلافي كرديم
يادش بخير

عزيزان ميخوام براتون از شاهكار جديد آقاي حاجياني(سرپرست تربيت بدني)بگويم تا كلي بخنديد و
غصه هدفمند كردن يارانه ها از سرتون بپره.
همانطور كه مستحضريد، شهر بنك يكي از شهرهاي شهرستان كنگان ميباشد كه توسط فرمانداري
كنگان اداره ميشود و فقط شهردار و شوراي شهر مستقل دارد.
اينا رو همه شما ميدونيد ولي من ميخوام اوج شاهكار آقاي حاجياني رو به نمايش بگذارم.
به تازگي زمين چمن ورزشگاه بنك افتتاح شد و بنك بعد از سالها صاحب يك زمين چمن شد كه طبق
قانون مسئوليت اين زمين چمن بر عهده تربيت بدني كنگان ميباشد.
شهرستان كنگان از چند شهر، بخش، روستا تشكيل شده و مسئوليت برگزاري كل مسابقات ورزشي
و يا فوتبالي بر عهده يك هيئت ورزشي و يا هيئت فوتبال مي باشد، به عنوان مثال روستاي بركه
چوپان نميتواند بگويد: من هيئت فوتبال ميخوام و بايد همه زير نظر يك هيئت فوتبال فعاليت كنند.
بعد از اين توضيحات ميريم به سراغ شاهكار!!!!!!
در تاريخ 10 مهر ماه نامه اي از شوراي شهر بنك به دست رئيس هيئت فوتبال كنگان آقاي رنجبر ،
مبني بر انتخاب رئيس هيئت فوتبال بنك در تاريخ 12 مهر ميرسد!!!!
آقاي رنجبر هاج و واج ميماند كه يعني چي!!!
ابتدا فكر ميكند كه شايد نامه اشتباهي اومده يا....ولي نه موضوع صحت دارد !!!!
آقاي رنجبر بعد از تماس با هيئت فوتبال بوشهر و صحبت با آقاي دواني(رئيس هيئت فوتبال)از شركت
در جلسه منع ميشود، چون واقعاً مسئله خيلي خنده دار محسوب ميشود.
نكته جالب اينكه درست قبل از جلسه مذكور زنگ تلفن رنجبر به صدا در مياد و از او درخواست ميشود
كه در جلسه شركت كند ، خلا صه از اونها اصرار از رنجبر امتناع، از اونها اصرار از رنجبر امتناع!!!
خلاصه بعد از اينكه رنجبر دليل امتناع خودشو اعلام ميكنه ، جواب جالبي از اون سوي خط ميشنود!!!
ميشنود كه : رئيس تربيت بدني آقاي حاجياني نيز در جلسه حضور دارند و خواستار حضور ايشان در
جلسه ميباشند.
پس بگو قضيه از كجا آب ميخورد!!!
علي ايحال رنجبر در جلسه حضور پيدا نميكند و شوراي شهر بنك در حضور رئيس فهيم و آگاه تربيت
بدني، آقاي احمد زادگان را به سمت رئيس هيئت فوتبال بنك انتخاب ميكنند.خنده
لطفاً قضاوت كنيد؟
1- رئيس تربيت بدني نميداند كه يك شهرستان 2 مسئول هيئت فوتبال نميتواند داشته باشد؟؟؟
2- شوراي شهر بنك موارد فوق را نميداند؟؟؟
3- فرماندار كنگان از بي لياقتي رئيس تربيت بدني آگاهي ندارد؟؟؟ يا دارد ولي ... ندارد؟؟؟
4- يا هيچكدام شان هيچي نميدانند؟؟
نظر من اينه كه هر چي زودتر تا موجب خنده و رسوايي بيشتر نشده قضيه رو سر هم بياورند...
نظر خواهي فعاله، هر چي ميخواي بنويس
ايرانجوان - اميد نوين
4 1
از سري مسابقات ليگ دسته يك كنگان، روز پنجشنبه ساعت 16 در ورزشگاه شهيد فرحي، يك ديدار
پر گل برگزار شد و در پايان تيم ايرانجوان حريف سر سخت خود را نقره داغ كرد.
تيم اميد نوين كه با انگيزه مضاعف در مقابل حريف صف آرائي كرده بود تا دقيقه 70 ، بازي پاياپايي را
ارائه كرد و فرصت هاي گلزني متعددي رو هدر داد ولي با گلي كه در اين دقايق دريافت كرد، قافيه را به
كلي به حريف قدر خود واگزار كرد.
در اين بازي مسعود قادري(2 گل)، محمد دوراهكي و حسين عليپور براي ايرانجوان موفق به گلزني شدند.
ضمن اينكه حسين عليپور به عنوان ذخيره طلائي معرفي شد كه با ورود در دقايق آخر بازي موفق به گلزني شد.